خانه :: درباره ما :: تماس با ما :: دعوت دوستان :: همكاری در سايت :: تبلیغات :: ارتباط با مسوولین جمعه 19 شهريور 1389
Anzali : شهرمن انزلی : پورتال بندرانزلی: انجمنهای گفتگو

ShahreManAnzali :: مشاهده موضوع - آهنگر
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست ShahreManAnzali » متفرقه

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
آهنگر
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
alaleh
کاربر ویژه
کاربر ویژه


عضو شده در: 30 اردیبهشت 1387
پست: 713


امتیاز: 2681
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 6 مرداد 1389 - 12:39    عنوان:  آهنگر پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

لاینل واترمن داستان آهنگری را می‌گوید که پس از گذراندن جوانی پرشر و شور، تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند. سال‌ها با علاقه کار کرد، به دیگران نیکی کرد، اما با تمام پرهیزگاری، در زندگی‌اش اوضاع درست به نظر نمی‌آمد. حتی مشکلاتش مدام بیش‌تر می‌شد.
یک روز عصر، دوستی که به دیدنش آمده بود و از وضعیت دشوارش مطلع شد، گفت: «واقعا که عجبا. درست بعد از این که تصمیم گرفته‌ای مرد خداترسی بشوی، زندگی‌ات بدتر شده، نمی‌خواهم ایمانت را ضعیف کنم اما با وجود تمام رنجهایی که در مسیر معنویت به خود داده‌ای، زندگیی‌ات بهتر نشده.

آهنگر مکث کرد و بلافاصله پاسخ نداد.

سرانجام در سکوت، پاسخی را که می‌خواست یافت.



این پاسخ آهنگر بود:
در این کارگاه، فولاد خام برایم می‌آورند و باید از آن شمشیر بسازم. می‌دانی چه طور این کار را می‌کنم؟ اول تکه‌ی فولاد را به اندازه‌ی جهنم حرارت می‌دهم تا سرخ شود. بعد با بی‌رحمی، سنگین‌ترین پتک را بر می‌دارم و پشت سر هم به آن ضربه می‌زنم، تا این که فولاد، شکلی را بگیرد که می‌خواهم. بعد آن را در تشت آب سرد فرو می‌کنم، و تمام این کارگاه را بخار آب می‌گیرد، فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما، ناله می‌کند و رنج می‌برد. باید این کار را آن قدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست بیابم. یک بار کافی نیست.

آهنگر مدتی سکوت کرد و سپس ادامه داد:
گاهی فولادی که به دستم می‌رسد، نمی‌تواند تاب این عملیات را بیاورد. حرارت، ضربات پتک و آب سر، تمامش را ترک می‌اندازد. می‌دانم که این فولاد، هرگز تیغه‌ی شمشیر مناسبی در نخواهد آمد. آنوقت است که آنرا به میان انبوه زباله‌های کارگاه میاندازم.

باز مکث کرد و بعد ادامه داد:
می‌دانم که در آتش رنج فرو می‌روم. ضربات پتکی را که زندگی بر من وارد کرده، پذیرفته‌ام، و گاهی به شدت احساس سرما می‌کنم. انگار فولادی باشم که از آبدیده شدن رنج می‌برد. اما تنها دعایی که به درگاه خداوند دارم این است : «خدای من، از آنچه برای من خواسته‌ای صرفنظر نکن تا شکلی را که تو می‌خواهی، به خود بگیرم. به هر روشی که می‌پسندی ادامه بده. هر مدت که لازم است، ادامه بده، اما هرگز، هرگز مرا به کوه زباله‌های فولادهای بی فایده پرتاب نکن

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
تشکرها از این تاپیک
alaleh از این تاپیک تشکر میکنم 
bibi
کاربر ویژه
کاربر ویژه


عضو شده در: 21 مهر 1385
پست: 576
محل سکونت: انزلی blank.gif


امتیاز: 1551
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 6 مرداد 1389 - 12:48    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مررررررررسییییییییی عالی بود
_________________
ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم. نه به هر قیمتی زندگی کنیم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email
kavehkar
کاربر ویژه
کاربر ویژه


عضو شده در: 14 آذر 1388
پست: 664
محل سکونت: anzali iran.gif


امتیاز: 1396
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 6 مرداد 1389 - 15:45    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

ممنون از پستت دوست عزیز
_________________
شهاب کاوه کار
(گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ، هفت رنگش می شود هفتاد رنگ!)

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
kiss
کاربر ویژه
کاربر ویژه


عضو شده در: 12 مرداد 1387
پست: 1093
محل سکونت: بندرانزلی blank.gif


امتیاز: 2657
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 6 مرداد 1389 - 19:36    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مرسی دوست عزیز همیشه آینده نشون میده غم های گذشته الکی بوده وحتی به نفع آدمه چون دریست بسمت خوشبختی
_________________
KISSSSSSSSSSS

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
aval
کاربر فعال
کاربر فعال


عضو شده در: 10 تیر 1389
پست: 191
محل سکونت: انرلي -كيش

امتیاز: 496
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 9 مرداد 1389 - 07:21    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

تشكر جالب بود
_________________
مادر اين سر دنياعرق ميريزيم ووضع ما اين است و انها دران سردنيا عرق ميخورندو وضع شان ان است!نمي دانم مشكل درنوع عرق است يادر نوع ريختن وخوردن

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
mazdak
کاربر ویژه
کاربر ویژه


عضو شده در: 9 مرداد 1389
پست: 357


امتیاز: 714
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 9 مرداد 1389 - 10:25    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

جالبه مرسي

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

تمامی حقوق اين سایت متعلق به گروه شهرمن انزلی می باشد

گروه وب سایتهای شهرمن انزلی: شهرمن انزلی :: انزلی بلاگ :: ایرانیان پیشگام :: انزلی شاپ :: ملوانیها ::
اخبار انزلی :: کلوب :: تالار گفتمان :: گالری عکس :: انزلی شناسی :: مقالات :: زیر پوست شهر :: سرگرمی